دانستنی ها, هنر و سرگرمی

افسانه­‌ها، از اسب تک شاخ تا اولین گام بر مریخ

مریخ، خانه‌ی احتمالی انسان خردمند
4.2
(10)

تا حالا به این فکر کرده‌­اید که شیر بال‌­دار تخت جمشید و اسب تک شاخ هری پاتر چه وجه اشتراکی با هم دارند؟ سیمرغ شاهنامه چه ارتباطی با پری دریایی دارد و یا دیو سپید هفت‌خان و اژدهای ارباب حلقه­‌ها چگونه به هم مربوط می‌­شوند؟ اگر نگاهی به عبارت‌­های جستجو شده در گوگل بیندازید متوجه خواهید شد که موضوعاتی مثل «آیا اسب شاخ ­دار وجود دارد؟» یا «اسب شاخ ­دار واقعی در ایران» بارها جستجو شده‌­اند. چه باور کنیم چه نه هنوز افرادی هستند که می‌­خواهند بدانند آیا واقعاً اژدها وجود دارد؟ یا آیا خون اسب تک ­شاخ خاصیت شفادهندگی دارد؟ چرا افسانه­‌ها هنوز تا این حد برای انسانی که در عصر ارتباطات زندگی می­‌کند و پایش به مریخ رسیده مهم‌­اند؟ چرا در عصر فناوری‌های دیجیتال هنوز اسباب بازی­ یک موجود افسانه­‌ای ساخته می‌­شود؟ چرا هنوز کارتون­‌ها و فیلم­‌های بی‌­شماری ماجرا­های آنها را نمایش می‌­دهند و صفحات کتاب‌­های کودک پر از تصاویر و قصه­‌های آنهاست؟ چرا موجودات افسانه‌ای دنیای سرگرمی، هنر و ادبیات را تسخیر کرده‌­اند؟

افسانه‌ی اسب تک شاخ

افسانه‌ها در زندگی امروز چه جایگاهی دارند؟

امروزه خیلی از افراد اژدها و اسب تک شاخ را افسانه می‌پندارند اما اگر بیشتر دقت کنید متوجه می‌­شوید این موجودات درست در مقابل چشمان شما قرار دارند و احتمالاً بدون آنکه متوجه باشید چند بار در هفته آنها را می‌­بینید. چه موقع؟ موقعی که فرزندتان در حال تماشای کارتون پونی کوچولوی من یا هری پاتر است. هنگامی که در نوروز از تخت جمشید باشکوه دیدن می‌­کنید. موقعی که کودک شما با عروسک اسب تک شاخ یا پری دریایی یا فیگور اژدهای شِرِک بازی می‌­کند… اسب تک شاخ هری پاتر همان ­قدر افسانه است که همای تخت جمشید. دیو سپید شاهنامه همان ­قدر زاییده‌ی تخیل است که اسماگ فیلم ارباب حلقه­‌ها. پس چرا با وجود اینکه همه‌ی ما می‌­دانیم که اسب تک شاخ افسانه است عروسکش در فهرست اسباب بازی‌های کودکانمان است و پوکمون و دیجی‌مون قهرمان‌های بازی‌های ویدیویی آنها هستند؟ چرا لوگوی بعضی برندهای معروف الهام گرفته از موجودات افسانه‌ایست؟ چرا هنوز این موجودات در معماری به حیات خود ادامه می‌دهند و کلی چرای دیگر… برای پاسخ به این چراها باید قدری در تاریخ به عقب برگردیم. حدود هشتاد هزار سال!

لوگوی استارباکس با الهام از پری دریایی

تاریخ از افسانه شروع می‌شود

نگاهی به جوامع باستانی نشان می‌­دهد از حدود هشتاد هزار سال پیش که انقلاب شناختی در انسان خردمند (ساپینس) ظهور کرد آنها برای ساده کردن جهان پیچیده‌­ی پیرامونشان و نیز برای توجیه برخی پدیده­‌های طبیعی مثل خشکسالی یا طوفان از داستان سرایی و روایت استفاده می‌­کرده‌­اند. این موضوع هنوز برای دانشمندان ناشناخته است که چرا این موارد برای گونه­‌ی ما مورد سؤال بوده­‌اند در حالی که هیچ کلاغی نمی‌­خواسته سر از علت طوفان دربیاورد یا برای هیچ خرس قطبی‌­ای این پرسش مطرح نبوده که چرا رعد و برق در آسمان ظاهر می‌­شود. گونه­‌ی ما یعنی انسان خردمند نه تنها نسبت به این پدیده­‌های به ظاهر عادی کنجکاوی کرده بلکه با استفاده از قوه­‌ی تخیل خود، ویژگی‌ای که در هیچ جاندار دیگری وجود ندارد، برای این سؤال­‌ها جواب خلق کرده‌است. این، نقطه­‌ی شروع افسانه­‌ها در تاریخ بشر است. برخی مورخان معتقدند تاریخ از افسانه شروع می­‌شود. این نظر می‌­تواند درست باشد. داستان­‌هایی که انسان­‌های نخستین برای هم نقل کرده‌­اند شیوه­‌ی بسیار قدرتمندی از ارتباط را فرارویشان قرارداده‌است که به آنها محل گله‌­های شکار، وقوع طوفان یا نزدیک شدن قبیله­‌ی مهاجم را خبر می‌­داده‌است. دیواره­‌ی غارهای باستانی مثل غار لاسکو در فرانسه یا آلتامیرا در اسپانیا برای انسان­‌های اولیه حکم اینستاگرام و توییتر را داشته‌­اند که به وسیله­‌ی آنها پیام­‌های اجتماعی را بین خود رد و بدل می ­کرده‌­اند. به نظر می‌­رسد کِنِت برک به درستی گفته «داستان­ها ابزار زندگی بشرند.» اما این تازه شروع ماجراست. در ادامه خواهیم دید چگونه افسانه‌­ها تعیین کننده­‌ترین نقش را نه تنها در تاریخ تمدن بلکه در سرنوشت کل سیاره­‌ی زمین رقم زده‌­اند.

انسان خردمند، نخستین داستان‌گو

افسانه­‌ها و بر هم خوردن توازن قدرت

چرا انسان­‌ها گونه­‌ی چیره­‌ی موجودات زمین شدند؟ زیرا آنها موجوداتی به شدت اجتماعی هستند و این اصلِ زیربنایی باعث قدرت گرفتن آنها شده‌ است. اما پنگوئن‌­ها و شامپانزه‌­ها هم زندگی اجتماعی دارند. پس چه عاملی باعث برتری اجتماع انسانی بر اجتماع شامپانزه­‌ها شده است؟ پاسخ آشکار است: افسانه‌­ها! همانطور که اشاره شد انسان خردمند قدرت سؤال کردن و جواب دادن یافت که این امر موجب به وجود آمدن افسانه­‌های اولیه شد. تا چند ده هزار سال بعد و به خصوص با ظهور انقلاب دوم، انقلاب کشاورزی، هر قبیله‌­ای افسانه‌­های خودش را داشت. مردم یونان باستان شکار و باروری را به ایزدبانوی آرتمیس نسبت می‌دادند و مردم اسکاندیناوی نور و روشنی را از آن بالدر می‌­دانستند.

آرتمیس، ایزدبانوی شکار

هر افسانه­ عامل پیوندهای قوی و ناگسستنی بین مردم معتقد به آن افسانه بود. این افسانه­‌های مشترک باعث شدند موجودی که از قبل توانایی پرسش‌گری و خلق مفاهیمی ورای طبیعت یافته بود حالا صاحب اجتماعات قوی‌تری نسبت به گونه‌های اجتماعی دیگر شود. اگر افسانه‌ها نبودند احتمالاً اجتماعات اولیه انسانی به دست اجتماعات شامپانزه‌­ها یا شیرها خورده می‌شدند، نسل انسان خردمند منقرض می‌شد و ما هیچوقت به دنیا نمی‌آمدیم!

تیریون لنیستر در سریال بازی تاج و تخت

قدرت افسانه‌ها به جهان باستان و تاریخ اولیه بشر محدود نمی‌­شود. پس از انقلاب کشاورزی در حدود دوازده هزار سال پیش و به وجود آمدن روستاها و شهرها، امپراتوری‌­ها شروع به شکل گرفتن کردند. نقش افسانه­‌های مشترک در این دوره پا را فراتر از بقای جوامع انسانی گذاشت و به شکل‌گیری مفاهیم خیالی‌­ای همچون ملت و وطن انجامید. آیا تا به حال از خود پرسیده‌­اید فرق کشورها با یکدیگر چیست و چه چیزی آنها را از هم جدا می‌­کند؟ مرز؟ قدرت سیاسی؟ پیشینه­‌ی فرهنگی؟ قدرت نظامی؟ خیر. جواب را تیریون در آخرین قسمت سریال بازی تاج و تخت به زیبایی بیان می‌­کند: «قوی­‌ترین چیز در دنیا نه کشور است نه پرچم. نه تعداد سپاهیان است و نه ملت. قوی‌­ترین چیز در دنیا داستان­‌ها هستند.» تنها اختلاف واقعی بین کشورها افسانه­‌های متفاوت است. تمام جنگ‌­ها و کشتارهای انسان‌­ها در تاریخ به خاطر تفاوت افسانه­‌های آنها بوده است. اگر بخواهیم بدون تعصب قضاوت کنیم مفاهیمی چون ملت و کشور نسبت به پدیده‌های طبیعی و واقعی، مفاهیم خیالی و تعاریف نظری‌­ای بیش نیستند. سیاستمداران از قدیم به این تأثیر و نفوذ افسانه­‌ها در جوامع پی برده‌­اند و از آنها به عنوان ابزاری قوی برای مشروعیت بخشیدن به خود و منافعشان سوء استفاده کرده‌­اند. افسانه‌هایی نظیر آزادی، امنیت، عدالت، صلح و وطن. اما مگر غیر از این است که تمام جنگ‌­های تاریخ بر سر همین مفاهیم و به دست همان سیاستمداران رخ داده است؟! 

افسانه­‌ها در عصر مدرن

از نظر آمار و ارقام میانگین جنگ‌­ها از نیمه‌ی دوم قرن بیستم تا این لحظه از قرن بیست و یکم که ما در آن به سر می‌­بریم نسبت به تمام دوره­‌های تاریخ کاهش داشته است. کشورها و ملت‌­ها به صلح نسبی رسیده‌اند و رفاه، بهداشت و آموزش برای عده­‌ی بیشتری از جمعیت زمین فراهم شده‌است. پس آیا می‌­توان نتیجه گرفت افسانه­‌ها کارکرد خود را از دست داده‌­اند و دیگر به درد نمی‌­خورند؟ پاسخ سریع به این سؤال خیر است. یکی از مفاهیم خیالی‌­ای که از دل افسانه‌­های مشترک بیرون آمده بازار است. قدرتمندترین مفهوم در دوران مدرن. تمام برندهای تجاری معروف، از کوکاکولا گرفته تا گوگل و اپل، همگی تعاریف خیالی‌­ای هستند که ریشه در افسانه‌­ها دارند. منظور این نیست که گوگل وجود خارجی ندارد. اما گوگل چیست؟ یک شرکت در عرصه­‌ی فناوری. اما خود شرکت چیست؟ تا به حال به عمق معنا و مفهوم این واژه توجه کرده‌­اید؟ آیا شرکت چیزی بیش از یک توافق ذهنی بین افرادی است که آن را می‌شناسند؟ تمام برندها و شرکت­‌ها مفاهیم خیالی‌­اند که از همان افسانه‌­های مشترک سرچشمه گرفته‌­اند. نمود دیگر افسانه­‌ها در زندگی مدرن پیشرفت‌­های علمی بسیار سریع در قرن بیست و یکم و دست‌یابی انسان به فناوری بسیار پیشرفته در عرصه ارتباطات است. به گوگل اشاره کردیم اما اگر بخواهیم پا را فراتر بگذاریم باید بگوییم هنگامی که سفینه­‌ی آپولو ۱۱ برای اولین بار بر سطح ماه فرود آمد و نیل آرمسترانگ اولین انسانی شد که پا بر خاک سیاره‌ای به جز زمین گذاشت یک افسانه­‌ی قدیمی دیگر محقق شد. افسانه‌­ای که شاید قرن‌­ها قبل سومریان آن را به عنوان گیلگمش، یونانی­‌ها ایکاروس و ایرانی‌­ها کیکاووس شاه نقل کرده بودند.

نیل آرمسترانگ

موضوع افسانه­ و شکل‌­گیری روایت عمری به قدمت خود بشر دارد. داستان‌­ها که اولین بار در قالب افسانه­‌ها سینه به سینه و شفاهی بین افراد نقل می‌­شدند اولین اختراع بشر هستند که تا امروز باقی مانده و هنوز کاربرد وسیعی دارند. البته تعریف افسانه، اسطوره، حماسه، قصه و داستان با هم متفاوت است اما در اینجا منظور از داستان اشاره‌­ای کلی به همه­‌ی این­هاست. داستان­‌ها از قرن­‌ها پیش ابزار ارتباطی بسیار مهم و تأثیرگذاری بوده‌­اند. چه هشتاد هزار سال قبل که به صورت پیام­‌هایی بر دیواره‌ی غارها جای گله‌های شکار را نشان می‌دادند چه امروز که در قالب بازاریابی محتوایی منجر به رشد فروش چندین درصدی کوکاکولا می‌­شوند. این درهم تنیدگی زندگی انسان با داستان‌­ها و افسانه­‌ها به قدری درونی و بدیهی شده که ما متوجه آن نمی‌­شویم اما در تمام جنبه­‌های زندگی، ناخودآگاه تحت تأثیر آنها هستیم. شرکتی دانش بنیان که وسیله‌ای را اختراع می­‌کند، استودیوی فیلمسازی‌­ای که با آن ابزار فیلمی تولید می‌­کند و بیننده‌­ای که آن فیلم را برای تماشا انتخاب می­‌کند و می­‌خرد همه و همه بر اساس افسانه­‌هایی که در تار و پود ناخودآگاه جمعی ما بارگذاری شده‌­اند عمل می‌­کنند. ما از طریق افسانه­‌های مشترک دوست و دشمن خود را تعیین می‌­کنیم، وقتی عاشق می‌شویم در واقع عاشق داستان‌های معشوق می‌شویم، به واسطه‌ی داستان­‌ها با هم ارتباط برقرار می­‌کنیم و پیچیدگی دنیای واقعی را با آنها برای خود قابل درک و واجد معنا و مفهوم می‌­نماییم.

فرجام

اگر امروز کودکتان از تماشای کارتون اسب تک شاخ لذت می‌­برد یا عروسک آن را در آغوش می‌­فشارد، شاید به خاطر افسانه‌­ایست که چند هزار سال پیش یک انسان خردمند با دیدن اولین کرگدن آسیایی آن را ساخته‌است. افسانه‌­ها نه تنها گونه­‌ی ما را در بین سایر موجودات به قدرت رساندند بلکه پای ما را به کرات و سیارات دیگر باز کردند. استیون هاوکینگ بزرگ قبل از مرگش به این نتیجه رسیده بود که برای ادامه­‌ی نسل انسان، دستیابی به فضا و تشکیل زندگی در سیارات دیگر ضروری به نظر می‌­رسد. به احتمال زیاد این دستاورد در دهه‌­ها یا نهایتاً قرن بعد حاصل می‌شود. آیا ممکن است آن روز انسانی که از طبقه­‌ی صد و بیستم یک برج شیشه‌­ای در مریخ به غروب آبی خیره شده و قهوه­‌ی گرم می‌­نوشد به این فکر کند که کل این بازی از افسانه‌­ای شروع شد که قرن‌­ها پیش چند غارنشین که ممکن بود خوراک ببرهای دندان خنجری شوند آن را ساخته بودند؟

مریخ، خانه‌ی احتمالی انسان خردمند

میزان رضایتمندی شما از مقاله

میانگین نظرات 4.2 / 5. 10

1 دیدگاه در “افسانه­‌ها، از اسب تک شاخ تا اولین گام بر مریخ

  1. حمید گفت:

    چقدر پر محتوا و عالی بود ، نگارش بخش پایانی تماشای غروب بر فراز برجی شبشه ای در مریخ در حال نوشیدن قهوه بی نظیر بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *